أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
44
قانون ( فارسى )
اگر با نوشيدن آب گرم تشنگى فروكش نكرد ، بدان كه مادهء صفرايى است و اين خرابكارى را كرده است . 2 - حس چشايى دهان : اگر انسان احساس تلخمزگى در دهان كرد ، يا تلخمزگى در آنچه دهان بيرون مىدهد احساس شد و دل به هم آمدن و تشنگى هم بود ، دليل آن است كه مادهء در معده قرار گرفتهء خرابكار از نوع ماده صفرايى است . اگر مزهء تلخ در دهان و بيرون انداخته از دهان همراه دل به هم آمدن بود و احساس تشنگى نبود ، مادهء خرابكار در معده از جنس سرد مزاج است . 3 - اگر مادهء بيمارىزا در معده باشد و زياد و لزج باشد مىتوان آن را چنين تشخيص داد : الف - اشتهاى غذا از بين مىرود . ب - انسان از خوراكهاى بسيار تغذيهكننده خوشش نمىآيد ، هميشه آرزوى خوراكهايى را مىكند كه تند و تيزمزه باشند . هرگاه چنين خوراكهاى پسنديدهء خود را تناول نمود باد مىكند و احساس كشيدگى دست دهد و دل بيمار به هم مىخورد و تنها از آروغ دادن مىآسايد . 4 - يكى از نشانيهاى جمع آمدن مادهء بدگوهر و خرابكار در معده و اطراف معده پريدن پردهء صفاق است كه امكان دارد به بيمارى صرع و ماليخوليا بينجامد . 5 - اگر مادهء جمع آمده در معده - كه سبب سوء مزاج معده شده است - مادهء خلط سودايى باشد نشانيهايى دارد : الف - اشتهاى دارندهء معده براى خوردن زياد است . ب - دستگاه گوارش ناتوان است . ج - شكم باد زياد دارد . د - دارندهء معدهء چنين ناسازگار كه سودازده است ، وسوسه و اوهام دارد ، مىخواهد هميشه از اجتماع دور و كنارهگير باشد . 6 - اگر مادهء بهوجود آورندهء سوء مزاج معده منشأش فروريختههاى از بالا باشد ، نشانيش اين است : گاهبهگاهى - نه بهطور هميشگى - دارندهء معده به اسهال مبتلا مىشود . هرگاه مادهء ناباب در اندازهء زياد از بالا به پايين ريزش مىكند و به معده و به غير معده مىرسد ؛ اگر به معده آمد ، اسهال گاهبهگاه به بار آرد و بهصورت خلط بلغمى از راه برآوردن از راه دهان ( قى ) و از راه پايين آمده با مدفوع درمىآيد . 7 - اگر تشنگى بود و دهان مزهء شور يا تلخ حس نمىكرد و دارندهء معده احساس مىكرد كه گويى چيزى از پايين بالا مىآيد يا آن چيز از بالا رو به پايين مىآيد و دهان بسيار تر و رطوبى است و در دهانهء معده آزار و التهاب هست ، بدان كه مادهء بهوجود آورندهء سوء مزاج معده ، خلط رطوبى و جوش آورده است .